سيد ابراهيم سيد علوى
36
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
سابقه منصب نقابت از نظر سابقه اين منصب و ويژگى مردمى و اصالت آن ، مىتوان گفت اول كسى كه مقام نقابت بر او شكل گرفت ، حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام بودند كه در اواخر قرن دوم هجرى به وليعهدى مامون منصوب گشت ، علامه امينى در الغدير چنين مىنويسد : « سرپرستى كل ( نقيب النقباء ) مقام و رتبهيى است كه به عهده كسى محول نشده جز پيشواى هشتمين ، على بن موسى الرضا سلام اللَّه عليه كه وليعهد مامون بود ، به نظر مىرسد ريشه منصب نقابت علويان از اينجا شروع شده باشد و زمينه تعيين آن از سوى دستگاه خلافت هم در همين شرائط باشد ، يعنى زمينه مردمى آل على ( ع ) و عشق مردم بدانان و ترس مامون از شورش علويان و مسلمانان متعهد ، و نيز كسب وجهه ، او را مجبور كرد كه امام را بعنوان وليعهد و نقيب النقباء بشناسند و معرفى كند . اين مقام كم كم در جامعه جا افتاد بطورى كه در زمان « معتضد عباسى » ( 279 ه ) احترام به علويان و تعيين سرپرست براى ايشان معمول شد و كار بجايى رسيد كه مردم آن را يك اصل مهم اجتماعى سياسى تلقى مىكردند و خود به خود به سراغ فرد شاخص و محبوب مىرفتند . سازمان علويان نكته جالب ديگر در باره منصب نقابت ، سازمان دادن به علويان بود زيرا از زمان بنى اميّه تا زمان معتضد عباسى علويان پيوسته در معرض تعقيب خلفاء و عمال سنگدل آنان بودند و چون اغلب با طاغوتهاى بنى اميّه و بنى عبّاس سر ناسازگارى داشتند لذا نوعا در شهرها و كشورها و كوهپايهها متوارى بودند ، و يا در جنگ و گريزها با دشمنان به شهادت مىرسيدند ، مسأله نقابت از اين ديدگاه قابل توجه است كه بزرگ و عالم علويان ، اين سرپرستى را به عهده گيرد تا آنان را سازماندهى كرده و از پراكندگى در زير چتر يك قدرت غير وابسته بحكومت خلفاء جمع آورى نمايد و لو از طرف حكومت حكمى هم به اين سرپرست داده شود . البته خلفاء هرگز به اين امر هم راضى نبودند ولى چون مىديدند علويان مخصوصا در قرن چهارم در مازندران قيام كرده و حكومت آنجا را قبضه نمودهاند و امكان دارد بى اعتنائى بدانان موجب شود سر انجام خلافت بنى عبّاس را بر اندازند مسأله نقابت را پذيرفتند و آن را به شريف رضى دادند . در هر صورت ، منصب نقابت ، علويان را از پراكندگى نجات داد و آنان توانستند بعد از